جستجو

قبلی





بعدی
تاریخ انتشار  :  12:46 عصر ۱۳۹۲/۸/۴
تعداد بازدید  :  1724
Print
   
در پیچ و خم زندگی
محمدرضا پورولی

در پیچ و خم زندگی اینبار ه سراغ یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس می رود که بدون ادعا در گوشه ای از میهن بزرگ اسلامی و در دیارمان به خدمت مشغول است. با تمام آثار ناشی از مجروحیت همچنان در تکاپو و تلاش است و هیچگاه دوستان دوران جنگ خود را فراموش نکرده است.

محمدرضا پورولی 
روستازاده ای هستم که در طلاتپه از توابع شهرستان ارومیه از دیار آذربایجان به دنیا آمدم. از کودکی با مخاطرات فراوان بزرگ شدم. دوران کودکی ام هرچند در دوران طاغوت بود اما تحت تعلیمات مذهبی پدربزرگم رشد و نمو پیدا کردم که سرشار از خاطرات بی بدیل است. 
 

روستای طلاتپه در آغوش پدر بزرگم شیخ احمد

در سال دوم راهنمایی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و ما برای ادامه تحصیل به شهر ارومیه تردد داشتیم. بعد از پیروزی انقلاب، استان ما و شهر ارومیه درگیر عناصر ضد انقلاب شد و بعد در سال 59 جنگ تحمیلی هم به آن اضافه شد. هرچند در سالهای آغازین جنگ توفیق حضور در جبهه را نداشتم لکن بعد از آزادسازی خرمشهر دیگر تاب نیاورده و وارد بسیج شده و اعزام شدم. از آن روز به طور متناوب بطور میانگین 54 ماه در جبهه ها حضور داشتم. 
 

مناطق عملیاتی شهرستان ارومیه (پایگاه 14 شهید)
از راست شهید علیرضا وفائیان ، محمدرضا پورولی، ؟ 

در مناطق عملیاتی و عملیات های خیبر، والفجر2, والفجر8، کربلای 4 و 5 و8، نصر 7، بیت المقدس 2 و مرصاد و در رده های مختلف پیاده از تک ور، تیربارچی، آرپی جی زن، مسئول تیم، معاون و مسئول دسته و معاون گروهان کار کردم. 

دراین جهاد اصغر با تجربه بسیار مفید جهاد اکبر مجروح جنگی شدم و آخرین مجروحیتم به عملیات کربلای 5 بر می گردد که تیر مستقیم دشمن به سرم اصابت کرد که تا آخر عمر سلامتی مرا دچار مخاطره شدید نمود. که هنوز نیز با عوارض آن دست و پنجه نرم می کنم. 

 
گردان قاسم از لشکر 31 عاشورا ارتفاعات تنگه مرصاد کرمانشاه

ایستاده از راست : حمید پاشاپور، شهید پرویز رحیم زاده ، شهید منصور همتی، شهید عادل حداد،
شهید علی حمدالهی، باقری ، حسن
نشسته از راست : محمدرضا پورولی، محمود طهماسبی پور، بهروز عالی پور، شهید صمد بنازاده، ؟

با توجه به اینکه ادامه تحصیل از همان زمانهای اولیه اعزام به جبهه و جنگ، هدف والایی برایم محسوب می شد؛ در سال 63 دیپلم اقتصاد اخذ نموده و از مرکز تربیت معلم شهید رجایی ارومیه در رشته آموزش ابتدایی قبول شدم ولی پس از ثبت نام جبهه را رها نکرده و به همین سبب تهدید به اخراج هم شدیم اما به هرترتیب این دوره را با معدل بالای 15 به اتمام رساندیم و پس از اشتغال به امر معلمی مجدداً عازم جبهه شدم هرچند جنگ تحمیلی با قبول قطعنامه به پایان رسید لکن تا 30/11/67 در جبهه حضور داشتم. 
 

محل کار درهیات بدوی، به همراه همکاران و دوستان زمان جنگ
از راست محمدرضا پورولی، یوسف کرامت، مهدی علوی، حسین غفاری

در سال 1368 ازدواج نمودم و پس از اشتغال در هنرستان توحید در سال 1369 در رشته علوم سیاسی در شهرستان زنجان ادامه تحصیل داده و پس از اخذ مدرک کارشناسی مجدداً به ارومیه برگشته و دوباره در کارشناسی ارشد همان رشته شرکت و این بار از دانشگاه شیراز قبول شدم. در سال 1378 فارغ التحصیل شده و در سال 1380 صاحب فرزند شدم. 
هم اکنون سالهای سال است که در هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری خدمت می نمایم. علاوه بر پایان نامه کارشناسی ارشد، کارهای پژوهشی را در هیات با کمک دوستان به انجام رسانیده ایم. در این مدت با نشریه یادیاران دبیرخانه کنگره سرداران و 12 هزار شهیداستان همکاری داشته و سعی نمودیم با نگارش مقالاتی در زنده نگه داشتن فرهنگ بسیجی رزمندگان دوران دفاع مقدس کوشا باشیم. 

هیچگاه نخواستم برای پست و مقام گامی بردارم و دغدغه من همیشه حفظ هویت بسیجی خود بوده است. در طی این طریق خانواده ام را همراه خود نموده و همسرم نیز در این راه تا مقطع کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث پیش رفته و زندگی خود را بر اساس الگوی یک بسیجی حفظ نموده ایم. 




نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

لیست نظرات
 
هاشم
سلام عليكم ، دلاور خاطرات دوران دفاع مقدس را بيشتر بازگو بفرما ، مدتهاست از شهرمان و دوستان قديمي دورم اما با عكسها و گوشه اي از خاطراتتون كنارم شما ها را حس مي كنم ، خداحافظ .
۱۳۹۲/۱۰/۱۱ ۱۶:۰۶:۳۴
replay

Designer: MEMET Khakifirooz, memet.co@gmail.com | hoze honari sazman tabliqat islamic, negar co., tehran.
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه اطلاع رسانی متعلق به حوزه هنری آذربایجان غربی می باشد.

تمامی حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان آذبایجان غربی می باشد | نقشه سايت
>