جستجو

قبلی





بعدی
تاریخ انتشار  :  18:56 عصر ۱۳۹۲/۵/۶
تعداد بازدید  :  1815
Print
   
مقاله
مقاومت بی پایان| حسین غفاری

مردم آذربایجان غربی هم داغ جنگ بر چهره دارند و هم در سوگ شهیدان غریبی نشستند كه در شهرهای استان در پی فتنه های استكبار و شرارت های اشرار به ملكوت اعلی پیوستند

مقاومت بی پایان
حسین غفاری

مردم آذربایجان غربی هم داغ جنگ بر چهره دارند و هم در سوگ شهیدان غریبی نشستند كه در شهرهای استان در پی فتنه های استكبار و شرارت های اشرار به ملكوت اعلی پیوستند.

روز 22 بهمن 57 وقتی مردم مهاباد مجسمه شاه را در میدان شهر به زیر كشیدند , بی درنگ روی نعش طاغوت به پایكوبی پرداختند .

درست دو روز بعد پرگار رنج شروع به دوران از این نقطه نمود و خبر آمد كه مهاباد به محاصره نیروهای مسلح حزب دمكرات درآمده و كم كم افراد مشكوك و بدنامی , رهبری عده ای را با زر و زور و تزویر بر عهده گرفتند .

اگر جنگ تحمیلی در 31 شهریور ماه 1359 آغاز شد و در پایان روز 27 تیرماه 1367 پایان یافت و دفتر مقاومت هشت ساله بسته شد اما كتاب شهادت از همان روزهای شیرین پیروزی انقلاب از مناطق كردنشین آذربایجان غربی به روی مردم استان گشوده شد .

شعله های تفرقه از نوع قومی و مذهبی آن بزودی از مهاباد به دیگر شهرهای استان و همچنین استان كردستان رسید. در آخرین روزهای سال 57 روزنامه ها نوشتند:
«سنندج حالت جنگ زده بخود گرفته است . خانه های پیرامون پادگان لشگر 28 كردستان تخلیه شده و عده ای در صدد ترك شهر هستند ... بیمارستان های شهر گنجایش مجروحان را ندارند ساكنان شهر از دولت مركزی برای پایان دادن به این زد و خوردها, یاری می خواهند.(1)»

احزاب منحله و اشرار آتش منطقه را به بهانه های مختلف شعله ور می سازند. پادگان مهاباد را به غارت می برند و افسرانش را قتل عام می كنند . در نقده ,پیرانشهر, مهاباد و اطراف شهر ارومیه در كمین های مختلف , نیروهای مخلصی را به شهادت می رسانند كه هر كدام از این جوانان می توانستند نقش مؤثری در سازندگی ایران اسلامی داشته باشند .

سردارانی چون مهدی امینی , جواد قنبری , ناصر و نادر علیزاده , عسگر رحیمی و ... از این تیپ افراد بودند .
شرارت و كینه توزی آنان به حدی بود كه روی بدن كم جان زخمی نادر نفت ریخته و آتشش زدند و خاكسترش را به آب دادند(2). بندهای انگشتان جواد قنبری را یكی یكی شكستند و موهای سرش را آتش زدند و چشم هایش را از حدقه بیرون آوردند و در نهایت با آب جوش بدنش را سوزاندند(3) .

جنایاتی كه در حق مردم و نیروهای مخلص پاسدار و سرباز و بسیجی و همچنین نیروهای جهاد سازندگی كه برای خدمت به این مناطق رفته بودند , انجام دادند شاید در كارنامه هشت ساله دفاع مقدس دیده نشود.

یادمان ها , نشست ها , شب های خاطره و ... كه برای جنگ هشت ساله گرفته می شود داغ مظلومیت شهدای آذربایجان غربی و كردستان را تازه می كند.

شهید چمران در كتاب كردستانش از مظلومیت این عزیزان سخن ها می راند. زحماتی كه سرداران بزرگی چون چمران بروجردی , صیاد شیرازی , كاوه , كاظمی , امینی و ... در این مناطق كشیدند هیچگاه از حافظه كتاب شهادت پاك نخواهد شد . خواستیم در این روزها كه باز سالگرد آغاز جنگ تحمیلی است یادی كرده باشیم از غربت شهدای این سامان, آذربایجان غربی و كردستان. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.

پی نوشت ها :
(1). روزنامه اطلاعات , 28/12/57 به نقل از كتاب دركمین گل سرخ , محسن مؤمنی
(2). آبیار ,نرگس , كوه روی شانه های درخت , ص 22
(3).غفاری , حسین , یادهای زلال , ص 116


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

Designer: MEMET Khakifirooz, memet.co@gmail.com | hoze honari sazman tabliqat islamic, negar co., tehran.
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه اطلاع رسانی متعلق به حوزه هنری آذربایجان غربی می باشد.

تمامی حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان آذبایجان غربی می باشد | نقشه سايت
>