جستجو

قبلی





بعدی
تاریخ انتشار  :  20:59 عصر ۱۳۹۱/۷/۲۰
تعداد بازدید  :  2067
Print
   
مقاله
فرماندهان آن سال ها | توحید اصغرزاده

در هشت سال دفاع، فرماندهانی ، پای به عرصه گذاشتند که با نبوغ نظامی شان، مستحکم ترین صفوف دشمن را در هم می شکستند و الگویی در جنگ پدید آوردند که اگر بتوان آن سلوک و خلوص را در دانشگاههای جنگ بکار گرفت به قوای نظامی، افقی نوین، باز کرده ایم

فرماندهان آن سال ها
توحید اصغرزاده

جنگ ایران و عراق چگونه شکل گرفت و در این نبرد سهمگین چه عواملی موجب مقاومت مردم انقلابی شدند، فرماندهان 8 سال دفاع مقدس چه کسانی بودند که توانستند با تحمّل سختی ها، به خلقِ آداب بی بدیل انسانی، دست بزنند؟
برای پاسخ به این سوالات، دیگران نیز گاه به رسم انصاف تاریخ نوشتند و حوادث جنگ عراق و ایران را ثبت کرده اند هر چند یک جانبه نگری های برخی از آنان، همچنان غربت ایرانی را نمایان می سازد:
«در سطح بین المللی، صدام به تحکیم روابط خود با غرب به ویژه آمریکا پرداخت و این، از پشتیبانی بسیاری از کشورهای غربی از صنایع نظامی عراق، پیداست. عراق از تنش موجود در روابط ایران با آمریکا بهره گرفت و به شکلی که افکار عمومی غرب را تحت تأثیر قرار دهد و خود را مانع گسترش انقلاب اسلامی ایران و تضمین کننده منافع غرب و آمریکا در منطقه در برابر تهدیدهای ایران معرفی کند! و همه نیازهای پشتیبانی نیروهای نظامی خود را از کشور شوروی تهیه می کرد».
بدین ترتیب صدام حسین، مخالفت سیاسی خود را با تهدید نظامی و به قصد خاموش کردن انقلاب اسلامی ایران علنی کرد و با ظهور انقلاب، تسلیح نظامیان خود را سرع بخشید و نگاه رضایتمند غرب را به «استراتژی تجاوز» جلب نمود.
از طرف دیگر، صدام، برای رسیدن به رهبریت سیاسی و نظامی جهان عرب و ناسیونالیسم عربی، تصاحب اراضی ایران را در ذهن خود پرورانید:
«صدام حسین پیش از آغاز جنگ با ایران، به منظور موجه ساختن این اقدام در نزد مردم عراق، به اجرای عملیات تبلیغی و روانی متمرکز و منظم برای برانگیختن روح ملی گرایی عراقی ها و به یادآوری حقوق تاریخی عراق در شط العرب (اروندرود) و عربستان (خوزستان) و برخی دیگر مناطق (تنب کوچک و تنب بزرگ و ابوموسی) و برخی دیگر مناطق (تنب کوچک و تنب بزرگ و ابوموسی) پرداخت. و با این تبلیغات قومیت گرایی ، از درآمدهای نفتی کشورهای عربی (خلیج فارس)و در رأس آن عربستان سعودی و کویت کمک گرفت.
همچنین از کمک مستشاران شوروی، پاکستان و فرانسه در آموزش نیروهای عراقی در زمینه حفظ و نگهداری سلاح و تجهیزات بهره مند شد».
با آغاز انقلاب اسلامی ایران و قبل از هر گونه استراتژی قابل صدور از طرف مردم ایران و انقلاب اسلامی، صدام، مقدمات یک جنگ تمام عیار را در دو بعد فرهنگی، تبلیغی و نظامی آماده می ساخت.
هر چند در نظر بسیاری از رسانه ها و گاه نظریه پردازان داخلی، چنانچه ایران قصد صدور انقلاب را آشکار نمی ساخت چه بسا، چنین جنگی صورت نمی گرفت!؟
در حالی که از اولین ساعات پیروزی انقلاب، طرح «وحدت اسلامی» و «وحدت کلمه» از جانب ایران به تمام کشورهای مسلمان اعلام گردیده بود:
«پیروزی انقلاب در ایران و حاکم شدن (امام) خمینی بر همه امور این کشور، توازن منطقه ای را بر هم زد. انقلاب (امام) خمینی به جای اندیشه قومیت گرایی عرب که عبدالناصر اولین منادی آن بود، شعار و اندیشه وحدت اسلامی را مطرح ساخت».
در جریان دو سال پس از انقلاب، جمهوری اسلامی نمی توانست قصدی برای جنگ داشته باشد زیرا در آن دو سال جریانات سیاسی و ساماندهی به نیروهای سیاسی و نظامی انرژی عمده ای را می طلبید.
اما طبق شواهد و اعتراضات کارشناسان جنگی، صدام، با تهییج کشورهای همسایه و جلب نظر قدرت های جهانی، آغاز جنگ را بسیار آشکار اعلان نمود. و با نادیده گرفتن اعلامیه الجزایر اولین گلوله آتش را پرتاب کرد و پاره کردن اعلامیه الجزایر را سرآغاز یک شکاف خونین در جغرافیای منطقه قرار داد.
با آغاز جنگ، صدام در قالب کارگران عربی، حدود سه میلیون نفر را وارد کشور نمود که سی هزار تن از آنان را مجبور به حضور در جنگ ساخت و در سه جبهه، مرزهای بین المللی ایران را مورد تعرض قرار داد.
در سال اول جنگ، عراق با تمام توان نظامی، در مناطق جنگی پیش می رفت تا اینکه از اوایل شهریور 1360، ابتکار عمل به دست رزمندگان ایرانی افتاد.
نیروهای رزمنده جمهوری اسلامی ایران، با انجام عملیات های متعدد ضمن مقابله با دشمن با پاکسازی مناطق جنگی نیز مبادرت کردند.
فرماندهان هشت سال دفاع مقدس، برخلاف فرماندهان عراقی، نه از بیگانه مشاوره می گرفتند و نه به تجهیزات و ادوات جنگی دسترسی داشتند و نه متحدانی سیاسی و اقتصادی آنان را پشتیبانی می کرد.
هدایت و فرماندهی امواج انسانی جبهه های نبرد، از نقطه ثقلی به نام «عقیده و اخلاق» برمی خاست.
این فرماندهان، قبل از آغاز جنگ، دانشجو، معلم، بازاری و ... بودند. در روحیه آنان، حرمت انسانی جایگاهی ویژه داشت.
در حمله میدان های نبرد، در رفتار با اسراء ، در جنگ شهرها، این نکته بیشتر نمایان می شد که فرمانده ایرانی، فراتر از آداب جنگی کلاسیک، اخلاق را در بحرانی ترین ساعات نبرد نیز رعایت می کرد.
در جبهه های دفاع مقدس، هدایت نیروهای مردمی (و نظامیان) بدون اعمال رفتار نظامی و بدور از اجبار موسوم مناطق جنگی، کاری سخت بشمار می آمد و لیکن فرماندهان، در قدم اول، پیش سربازان و بسیجیان، نفس خود را سرکوب می کردند و با رواج «ایمان و اخلاق، تعلق انسان به «عهد و میثاق» و الزام آدمی به آفرینش رفتار ناب، رضای خداوند و نگاه الهی را در را پشت خاکریز می جستند.
بدین جهت بود که در جبهه های دفاع مقدس، شاهد ایثارگری هایی شدیم که احتمالاً پدیداری آن را در دیگر دوره ها نبینیم. در این جنگ، رزمندگان و فرماندهان می خواستند دشمن را دفع و جغرافیای از دست رفته را بدست آورند. ولی در هر قدمی که برمی داشتند، در هر تیری که شلیک می کردند، هر اسیری که می گرفتند، در همه جا و با همه کس، خدا را چشم بیدار و ناظر خود می یافتند.
در هشت سال دفاع، فرماندهانی ، پای به عرصه گذاشتند که با نبوغ نظامی شان، مستحکم ترین صفوف دشمن را در هم می شکستند و الگویی در جنگ پدید آوردند که اگر بتوان آن سلوک و خلوص را در دانشگاههای جنگ بکار گرفت به قوای نظامی، افقی نوین، باز کرده ایم.
شهید مهدی باکری از جمله این فرماندهان است فرماندهی که با بینش علمی و دینی، قبل از هر چیز، به آرایش نیروهای درونی خود همت کرده بود.
خوب می نوشت، زیبا سخن می گفت، با همرزمان خود، وقتی برخورد می کرد، «بنده خدا بودنشان» او را می لرزاند. اعتقاد داشت باید رضای خدا را در سلول های وجود مان جای بدهیم، در میان آتش و آهن، مراقب بود که پارویی در قایقی، نشکند و آبرویی در محضر دوست نریزد.

 


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

Designer: MEMET Khakifirooz, memet.co@gmail.com | hoze honari sazman tabliqat islamic, negar co., tehran.
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه اطلاع رسانی متعلق به حوزه هنری آذربایجان غربی می باشد.

تمامی حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان آذبایجان غربی می باشد | نقشه سايت
>