جستجو

قبلی





بعدی
تاریخ انتشار  :  10:48 صبح ۱۳۹۲/۶/۳
تعداد بازدید  :  3129
Print
   
از زبان فرزند یک شهید

امروز من خاطره خوان خاطرات شیرین تو از روزهای بودنت در زمین هستم.هر چند مرا جز گرمای آغوشی پر مهرو تصویری به رنگ ابرهای آسمانی به یاد نمانده است

گرامیداشت روز کارمند(4 شهریور ماه) از زبان فرزند یک شهید 
حسین غفاری

امروز من خاطره خوان خاطرات شیرین تو از روزهای بودنت در زمین هستم.هر چند مرا جز گرمای آغوشی پر مهرو تصویری به رنگ ابرهای آسمانی به یاد نمانده است .آن روزها بی خبرانه بار میراث بس سنگینی بر دوشم نهادی و زمینیان را به قصد پرواز رها نمودی . و من امروز به همان اندازه كه تو رزمنده بودی فرزند شهید هستم .

« چه سنگین است پیمودن به هجران تو منزلها» .
امروز هر كجا كه پا می گذارم  و نشانی تو را می دهم, خوان یاد تو پهن می شود و من از طعام زمزمه یاد تو از زبان همرزمان و همكارانت سیر می شوم . اما مگر گوش زمینیان از یاد ملكوت پر می شود همیشه تشنه توصیف تو هستم. 

عكسی را كه مرا در دو سالگی ام به آغوشت كشیده ای و در هنگام  اعزام به جبهه گرفته ای قاب گرفته و در اتاقم زده ام . چه می شد ... بگذریم . اما نه ! چرا آرزویم را بر زبان نیاورم . چرا امروز كه راه آسمان را پیمودن دشوار می نماید از خیال شیرین شهادت چیزی نگویم . این عكس مرا یاد علی اصغر و امام حسین (ع) می اندازد اما با فرق اینكه تو رفتی و من ماندم و چه می شد كه مرا به منای جبهه می بردی .

تو را به هر مناسبتی می توان یاد كرد . گویی شهید در همه جا حضور دارد و من تو را در سالروز شهادتت هم یاد می كنم و دوستان تو مرا در اتاق كارت پذیرا می شوند . هرچند یك نفر از همكاران تو تازه كار است و تو را هرگز ندیده است اما از تو می گوید. گویی سالها با تو بوده است . بوی تو در فضای اتاق  می پیچد گویی تو هم حضور داری .

هنوز قرآن روی میز كارت به یاد تو تلاوت می شود . می گویند هر روز كه به سر كار می آمدی چند آیه قرآن تلاوت می نمودی. سلام نقل و نبات اتاق شما بود تا یك ارباب رجوع می آمد تعارفش می كردی. آنقدر با مردم صمیمی شده بودی كه وقتی به جبهه می رفتی آنها سراغ تو را می گرفتند و جایت به شدت در اتاق خالی می نمود. همكارانت از دلتنگی های خود در زمان حضور تو در جبهه می گفتند. یكی از همكارانت می گفت هر وقت چیز تازه ای می آموخت گویی تكلیف داشت كه آن را برای ما نیز بیاموزد .گاهی آنچنان با مراجعه كنندگان اتاق های اداره را برای رفع و رجوع كار می گشت كه انگار كار خودش گره خورده باشد .می گویند تو نقاش زبردستی بودی كه نقش لبخند بر صورت بندگان خدا می كشیدی . شاید جاودانگی تو در آسمان , مرهون دعا و نفس مردمی باشد كه تو برای آنها كار كردی . 

چه سعادتمند هستم من كه ترنم نوای بسم الله را از معلم عاملی چون تو یاد گرفتم. و می دانم كه امروز وقتی تكبیر احرام نماز را سر می دهم و در طواف حمد و تسبیح وارد می شوم . می دانم كه تو هم با من هستی و امام عزیز كه داغ دوری شما را تحمل ننمود و زود به قافله ملكوتیان پیوست چه زیبا سرود كه : شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان عند ربهم یرزقونند. 

امروز از تو كتاب تكریم را می نویسند و به آن قداست می بخشند امروز یاد تو چراغ راهیست كه رهروان را به طی طریق تشویق می كند. و من تو را در همیشه ایام یاد می كنم چه در روز معلم به عنوان معلم راه شهادت , چه در روز پاسدار به عنوان پاسدار حریم میهن اسلامی , چه در روز بسیج , هفته دفاع مقدس , محرم , عاشورا , اربعین و ... و شهید متعلق به همه روز ها و همه ایام الله هست . و من امروز مفتخرم كه میراث بزرگی را به دوش كشیده ام . و دوستانت نیز به روزهای با تو بودن افتخار می كنند.

خدایا از تو می خواهم كه مرا به قافله شهدا  متصل سازی و تا زنده ام از راه شهدا باز نگذاری .آمین



نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

Designer: MEMET Khakifirooz, memet.co@gmail.com | hoze honari sazman tabliqat islamic, negar co., tehran.
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه اطلاع رسانی متعلق به حوزه هنری آذربایجان غربی می باشد.

تمامی حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان آذبایجان غربی می باشد | نقشه سايت
>